خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
134
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
فصل يازدهم : تقابل ، تضاد ، تداخل و تناقض قضايا تقابل قضايا بدين صورت است كه دو قضيه در چند امر اتفاق و در يك امر اختلاف داشته باشند . امورى كه بايد در آن اتفاق داشته باشند ، عبارت است از موضوع و محمول و لواحق ايندو يعنى اضافه ، شرط ، جزء و كل ، قوه و فعل ، زمان و مكان . و امرى كه بايد در آن اختلاف داشته باشند ، عبارت است از كيفيت يعنى ايجاب و سلب . بنابراين اگر موضوع يك قضيه عين موضوع ديگر و نيز محمول آن عين محمول ديگر و لواحق هم همان لواحق باشند و با وجود اين اتفاقها ، يكى سالبه و ديگرى موجبه باشد ، ميان اين دو قضيه تقابل خواهد بود . تضاد قضايا بدين صورت است كه با وجود تقابل ، هردو قضيه نمىتوانند صادق باشند ، اما ممكن است هردو كاذب باشند ، زيرا اجتماع دو ضد ممتنع است اما ارتفاع آنها ممكن . تداخل بدين صورت است كه دو قضيه در موضوع و محمول و ديگر لواحق و عوارض و نيز كيفيت اتفاق داشته باشند ، اما در كميّت با همديگر مختلف باشند يعنى يكى كلّى باشد و ديگرى جزئى . بىشك جزئى در كلى داخل است و لازمهء وضع كلى وضع جزئى است ، ولى اين دخول و لزوم را نمىتوان منعكس نمود . تناقض عبارت است از اختلاف دو قضيه در كيفيت ، اما به صورتى كه اين اختلاف لذاته مقتضى آن باشد كه يكى از آندو به صورت معين يا نامعين ، حتما صادق و ديگرى حتما كاذب باشد . توضيح اينكه اختلاف كيفيت به صورتهاى گوناگونى قابل تصور است . ممكن است اختلاف كيفيت اقتضاى تقسيم شدن دو قضيه به صادق و كاذب را نكند ، مانند « انسان كاتب است ، انسان كاتب نيست » . نيز ممكن است اقتضاى تقسيم شدن دو قضيه به صادق و كاذب را بكند اما اين اقتضاى لذاته نباشد ، بلكه سبب امر ديگرى باشد ، مانند « زيد ناطق است ، زيد انسان نيست » . زيرا اين اقتسام از جهت تساوى دلالت انسان و ناطق است نه از جهت اختلاف سلب و ايجاب لذاته . اما اگر بگوييم : « زيد انسان است ، زيد انسان نيست » ، اين اختلاف در همهء احوال امتناع اجتماع هردو قضيه بر صدق و كذب را اقتضا مىكند و مراد از اختلافى كه بايد در تناقض وجود داشته باشد ، اينگونه اختلاف است .